.
مطالب ثابت سایت

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت (نگرشی بر غوغای انفجار جمعیت)

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخی خیانتهای منافقانه در کتاب: «بیست و پنج سال سکوت علی»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

مباحثی پیرامون امامت

نمي از كرانه‌‌هاي غدير


موضوعات سایت
کل موضوعات 23
کل ارسال ها 86
کل بازديد ها 606721
کل پاسخ ها 63
کل اعضا 324
آخرين 20 ارسال انجمن

چت آنلاین
ارسال شده توسط salmani در مورخه : پنجشنبه، 10 تير ماه ، 1395

وحدت وجود
ارسال شده توسط samad در مورخه : سه شنبه، 30 تير ماه ، 1394

اخراج تیر از پای امیر المومنین
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 26 بهمن ماه ، 1393

سوال/ تحریف یا ...
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : پنجشنبه، 22 اسفند ماه ، 1392

تصویری با موضوع امیر المؤمنین عل?
ارسال شده توسط taghvim در مورخه : جمعه، 17 خرداد ماه ، 1392

درباره "خيانتهاي منافقانه در «
ارسال شده توسط alef در مورخه : چهارشنبه، 27 دي ماه ، 1391

قرآن و تورات-انجیل
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : سه شنبه، 5 دي ماه ، 1391

حدیث کساء به روايت جابر بن عبد ال?
ارسال شده توسط aletra در مورخه : يكشنبه، 26 آذر ماه ، 1391

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : جمعه، 14 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت

اندازه صفحه

100%
125%
150%
200%
250%
300%

   
   
 
  
سقيفه، تبلور وحدت يا تفرقه15 - ظهور خوارج
 
  
 

 

سرآغاز

1- نسبت امام معصوم با دين خدا

2- سقيفه، تبلور وحدت يا تفرقه

     
اميرالمؤمنين عليه‌السلام در حادثةسقيفه

3- علي عليه‌السلام در حكومت بانيان بلواي سقيفه

بررسي روايات دستاويز مدعيان وحدت:

* روايت اول

* روايت دوم

* روايت سوم

      نابودي اسلام، خواستة غاصبان

* روايت چهارم

* روايت پنجم

دستاويز مدعيان تأييد حكومت ابوبكر توسط اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام:

* روايت اول

* روايت دوم و سوم

* روايت چهارم

دربارة نامة اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام

متن نامة اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام:

      1 - واژة شيعه و مفهوم آن

     
2 - وضع عرب پيش از اسلام

      3 - ويژگي قريش

      4 - درگذشت پيامبر و رفتار مردم با ثقلين

      5 - انصار و قريش در سقيفه

      6 - خودداري از بيعت با ابوبكر

      7 - نابودي اسلام در كشتن امام عليه‌السلام توسط منافقان

      8 - موضع‌گيري‌ها در برابر ابوبكر

      9 - حجت بر ابوبكر تمام بود

      10 - عمر، و واگذاري حكومت

      11 - شوراي منتخب عمر، عليه اميرالمؤمنين عليه‌السلام

      12 - سوگواري جنيان بر اسلام

      13 - غربت امام در خيل هم‌پيمانان

      14 - خار در چشم و استخوان در گلو

      15 - موضع امام در جريان قتل عثمان

      16 - بيعت با امام پس از قتل عثمان

      17 - طلحه، زبير و عايشه سركردة شورشيان

      18 - خارج نمودن همسر پيامبر گناهي بس بزرگ

      19 - كشتار شيعيان اميرالمؤمنين در بصره، به دست طلحه و زبير و عايشه

      20 - قتل عثمان، بهانة طلحه و زبير و عايشه

      21 - نامة عايشه به اميرالمؤمنين عليه‌السلام

      22 - موضع‌گيري معاويه در مقابل اميرالمؤمنين عليه‌السلام

      23 - جنگ صفين و ماجراي حكميت

      24 - ظهور خوارج و سستي سپاه عراق

      25 -توبيخ و سرزنش سپاه عراق

      26 - سپاه شام در كلام اميرالمؤمنين عليه‌السلام

      27 - برانگيختن سپاه، براي جنگ با معاويه
 

 

 

 24 ـ ظهور خوارج و سستي سپاه عراق در جنگ :

«ثُمَّ إِنَّ طائِفَةً اِعْتَزَلَتْ فَتَرَكْناهُم ما تَرَكُونا، حَتَّى إذا عاثُوا في الأَرْضِ يُفسِدُونَ و يَقْتُلُونَ. وكانَ فِيمَن قَتَلُوهُ أَهْلَ مَيْرَةِ مِنْ بَني أَسَدٍ، وَ قَتَلُوا خبَّاباً و ابنَهُ و أُمِّ وَلَدِهِ والحارِثَ بنَ مرَّةِ العَبْدِي1 . فَبَعَثْتُ إليهِم داعياً، فقلتُ: اِدفَعُوا إِلينا قَتَلَةَ إِخوانِنا. فقالُوا: كُلُّنا قتَلَتُهُم. ثُمَّ شَدَّتْ علَينا خَيْلُهُم و رِجالُهُم فَصَرَعهَمُ اللهُ مصارِعَ الظَّالِمينَ2 .
فَلَمّا كانَ ذَلِكَ مِنْ شَأْنِهم أَمَرتُكُم أَنْ تَمْضُوا مِن فَورِكُم ذلِكَ إِلىٰ عَدُوِّكُم. فَقُلتُم: كَلَّتْ سُيُوفُنا، و نَصَلَتْ أَسِنَّةُ رِماحِنا و عادَ أكثرُها قَصيراً، فأْذَنْ لنا فَلْنَرجِعْ وَلْنَستَعِدْ بِأَحسَنَ عِدَّتِنا، و إِذا نحنُ رَجَعْنَا زِدْنَا فِي مُقاتِلَتِنَا عِدَّةَ مَن قُتِلَ مِنّا. حَتّى إِذا ظَلَلْتُم عَلى النُخيلة، أَمَرتُكُم أَنْ تَلْزِمُوا مُعَسْكَرَكُم، و أنْ تَضُمُّوا إِلَيهِ نَواصِيكُمْ، و أَنْ تُوَطِّنُوا عَلَى الجِهادِ نُفُوسَكُم، و لا تُكَثِّْرُوا زِيارَةَ أبنائِكُم و نِسائِكُم، فَإِنَّ أَصحابَ الحَرْبِ مُصايِرُوها، و أَهْلَ التَّشمِير فِيها، وَ الَّذِينَ لا يَتَوَجَّدُونَ مِنْ سَهْرِ لَيلِهِم و لا ظِماءِ نَهارِهِم و لا فِقْدانِ أَوْلادِهِم و لا نِسائِهِم. و أَقامَتْ طائِفَةٌ مِنكُم مُعَدَّةً و طائِفَةٌ دَخَلَتِ المِصْرَ عاصِيةً. فَلا مَنْ دَخَلَ المِصْرَ عادَ إلىَّ و لا مَن أقامَ مِنْكُم ثَبَتَ مَعي و لا صَبرَ. فَلَقَد رابَتْنِي وَ مَا فِي عَسكَري مِنكُم خمَسونَ رَجُلاً. فَلَمّا رأيتُ مَا أَنتُم عَلَيه، دَخَلْتُ عَليكُم، فَما قُدِرَ لَكُم أَن تَخرُجُوا مَعي إلى يَوْمِكُم هَذَا».
«سپس گروهي، از ما كناره‌گيري كردند. ما هم تا زماني‌که آنان متعرّضمان نشده بودند، ايشان را واگذاشتيم و به آنها كاري نداشتيم. تا اينكه با سرعت، به فساد و خونريزي در زمين پرداختند. و از جملة كساني را كه كشتند: اهل ميره از طايفة بني اسد، خبّاب و پسر و كنيزش، و حارث بن مرّة عبدي بودند.
پس به عنوان طرف دعوي، شخصي را نزد ايشان فرستادم و گفتم: قاتلان برادرانمان را به ما تحويل دهيد. پاسخ دادند كه ما جملگي كشندگان آنانيم. و پس از آن، در مقام جنگ با ما برآمدند و سواره و پياده به ما حمله كردند. پس خداوند بر زمينشان زد، آنگونه كه ستمكاران را بر زمين مي‌زند.
چون كار آنان تمام شد، به شما دستور دادم که همين الآن، به‌طرف دشمن خود [معاويه] روانه شويد. شما گفتيد: شمشيرهاي ما كند شده، پيکانهاي سر نيزه‌هايمان، صاف و بي‌داندانه گشته و بيشتر آنها کوتاه شده؛ به ما رخصت ده كه به محلّ خود بازگرديم و با آمادگي بهتري مهيّاي نبرد شويم؛ و وقتي بازگشتيم، به تعداد کساني که از ما کشته شده‌اند، براي جنگيدن، لشکر اضافه کنيم.
چون در نخيله فرود آمديد، شما را امر كردم كه در لشگرگاه خود بمانيد، و آن‌جا را ترك نكنيد؛ و خود را براي جهاد با دشمن آماده سازيد و نسبت به آن جدّي باشيد. و زياد به ديدار زنان و فرزندانتان نرويد. زيرا اهل جهاد، كساني هستند كه بر [دوري زن و فرزند] شکيبايند، و براي جهاد كمر همّت بسته و مهيّا هستند، و غم بيداري شب و تشنگي روز را ندارند؛ و از دوري زن و فرزند، اندوهگين نيستند. [با همة اينها] گروهي از شما در لشگرگاه اقامت نموده و مهيّا ماندند و گروهي نافرماني كرده و داخل شهر شدند. پس نه آنهايي كه به شهر رفتند، بازگشتند، و نه آنانكه در نخيله بودند، با من پايدار ماندند و صبر كردند. [رفتار شما] مرا سرگشته كرد، و پنجاه نفر هم از شما در لشکر من باقي نماند.
من چون اين حال را در شما ديدم، وارد شهر شدم و تا به امروز توان اين را نداشتيد كه با من قيام كنيد».

 

 25 ـ توبيخ و سرزنش سپاه عراق :

«لِلّهِ أَبُوكُم، أَلا تَرَوْنَ إِلى مِصْرَ قَدْ اِفْتَتَحَتْ، و إِلى أَطرافِكُم قَد اِنْتَقَصَتْ، و إِلى مَسالحِكُم تُرَقَّى، وَ إِلى بِلادِكُم تُغَزّى، وَ أَنتُم ذُووا عَدَدٍ جَمٍّ، و شَوْكَةٍ شَدِيدةٍ، وَ أُولُوا بأْسٍ قَد كانَ مَخُوفاً. لِلّهِ أَنتُم، أَينَ تَذهبُون و أَنَّى تُؤفَكُونَ؟ أَلا إنَّ القَومَ جَدّوا و بَاَسُوا و تَناصَرُوا و تَناصَحُوا، و إنَّكُم أَبَيتُم و وَنَيتُم وتَخاذَلتُم وتَغاشَشتُم. ما أنتُم إنْ بَقِيتُم عَلى ذلكَ سُعَداء. فَنَبِّهُوا رَحِمَكُمُ اللهُ نائِمَكُم، و تَحَرَّزُوا لِحَربِ عَدُوِّكُم. فَقَدْ أَبْدَتِ الدَّعْوَةُ عَنِ الصَّريحِ، و أَضاءَ الصُّبْحُ لِذي عَيْنَينِ. فَانْتَبِهُوا إنَّما تُقاتِلُونَ الطُلَقاءَ و أبناءَ الطُّلَقاءِ، و أَهْلَ الجَفاءِ و مَنْ أَسْلَمَ كُرْهاً، وَ كانَ لِرَسُولِ اللهِ أَنِفاً، و للاسلامِ كُلِّهِ حَرْباً، أَعْداءَ السُّنَّةِ و القُرآنِ، و أَهْلَ البِدَعِ و الاَحْداثِ، و مَن كانَتْ نِكايَتُهُ تُتَّقَى، وكانَ عَلَى الاِسلامِ و أَهْلِهِ مَخُوفاً، و أَكَلَةَ الرِّشا وَ عَبيدَ الدُنيا».
«شمارا به جان پدرانتان، آيا نمي‌بينيد كه مصر به‌دست دشمن افتاده؟ و سرزمينهاي شما كاهش يافته؟ و به مرزهايتان تجاوز شده؟ و به شهر‌هاي شما حمله شده؟ در حالي كه نفرات شما فراوان، و اقتدار و شوکت شما بيشتر، و توانمندي شما [براي دشمن] هراس‌انگيز است.
شما را به جان خودتان، به كدام سو مي‌رويد؟ و به كجا پناهنده مي‌شويد؟ آگاه باشيد كه دشمنان شما تلاش كرده و نيرومند شدند، و يكديگر را ياري كرده و هر يك ديگري را سفارش به جنگ مي‌كند. ولي شما از جنگ رويگردان شده و سست شديد، و يكديگر را ياري نكرده و همديگر را فريب داديد. اگر با اين حال بمانيد، سعادتمند نخواهيد شد. خدا شما را رحمت كند، خفتگان غافل را بيدار كنيد، و براي جنگ با دشمنتان آماده شويد. هرآينه فراخواني [من نسبت به شما] امري صريح را براي شما آشکار ساخت، و صبح براي هر صاحب چشمي نورافشاني کرد. بيدار شويد و بدانيد كه شما با آزادشدگان
3 و فرزندانشان، و ستمكاران، و آنها كه از روي ناچاري اسلام آوردند، مي‌جنگيد. با كساني مي‌جنگيد كه نسبت به رسول‌الله‌ صلي‌الله عليه و آله دشمني سركش بودند و با اسلام سر جنگ داشتند. با دشمنان سنّت و قرآن، و بدعتگزاران و تغييردهندگان در دين، و گروهي كه مردم از شرّ آنان دوري مي‌‌كردند و براي اسلام و اهل آن، باعث ترس بودند. و با رشوه‌خواران و دنياپرستان».

 

 26 ـ سپاه شام در كلام اميرالمؤمنين عليه‌السلام :

«وَ لَقد أُنهیَ إليَّ أنَّ ابنَ النَّابِغةِ لم يُبايِعْ مُعاوِيةَ حتَّى شَرطَ لهُ أنْ يُؤْتِيَه آتِيةً. و هيَ أَعظَمُ ممّا فِي يَدَيْهِ مِن سُلطانِهِ. فَصَغَّرَتْ يَدُ هَذَا البائِعِ دِيْنَهُ بِالدُّنيا. وَ خَزِيَتْ أَمانةُ هَذَا المُشتَرِي بِنُصرةِ فاسقٍ غادِرٍ بِأَموالِ المُسلمينَ. و أيُّ سهمٍ لهَذا المُشترِي بِنُصرةِ فاسقٍ غادرٍ، و قَدْ شَرِبَ الخَمرَ و ضُرِبَ حدّاً فِی الاِسلامِ وكُلُّكُم يَعْرِفُهُ بِالفِسادِ في الدّينِ؟ و إنَّ مِنهُم مَن لمْ يَدْخُل في الاسلامِ و أَهلِهِ حتّى رُضِخَ عَليهِ رَضِيخةً. فَهؤلاءِ قادَةُ القومِ! وَ مَنْ تركتُ لكُم ذِكْرَ مَساويهِ أكثَرُ و أنوَرُ. و أنتُم تَعرِفُونَهم بأَعيانِهم و أسمائِهم. كانُوا علَى الاسلامِ ضِدّاً، و لنبيّ اللهِ صلي‌الله عليه و آله حرباً، و لِلشَّيطانِ حِزْباً. لم‌يَتَقَدَّمْ إيمانُهُم، و لم‌‌يُحْدَثْ نِفاقُهُم. و هؤلاءِ الَّذينَ لَوْ وَلُّوا عَلَيكُم لأَظْهَرُوا فِيكُمْ الفَخْرَ و التَّكَبُّرَ و التَّسَلُّطَ بِالجَبْرِيَّةِ و الفَسادِ فِي الاَرضِ. و أنتُم عَلَى ما كانَ مِنكُم مِن تواكُلٍ و تخاذُلٍ، خَيرٌ مِنهُم و أَهْدى سبيلاً. مِنْكُمُ الفُقَهاءُ و العُلَماءُ وَ الفُهَماءُ و حَمَلَةُ الكتابِ و المُتَهَجِّدُونَ بِالاَسْحارِ. أَلا تُسخِطُونَ و تَنقِمُونَ أنْ يُنازِعَكُم الوِلايَةَ السُّفهاءُ البُطاةُ عَنِ الاسلامِ الجُفاةُ فِيهِ».
«و به من خبر رسيده است كه پسر نابغه (عمرو بن عاص) با معاويه بيعت نكرد مگر به اين شرط كه به او بخششي [يعني ولايت مصر را] عطا کند. که اين بخشش، بيش از سلطنتي است که در دست خودِ معاويه است. پس دست اين دين‌فروش (عمروبن عاص)، دينش را در مقابل دنيا تحقير نمود [و فروخت]. و امين بودن اين خريدار (معاويه)، با ياري کردن يک فاسق غدار و حيله‌گر، و دادن اموال مسلمانان، به او، از بين رفت. چه سهمي براي اين خريدار است كه فاسق حيله‌گري را ياري كرده است، كه شراب خورده و در اسلام بر او حد جاري شده، و تمام شما او را به فساد در دين مي‌شناسيد؟ برخي از آنان اصلا داخل در اسلام نشدند و در دريف مسلمانان در نيامدند، تا اينكه مالي اندک به آنان داده شد. اكنون اين گروه، رؤسا و رهبران اين قومند! و كساني را كه زشتيها و بديهايشان را براي شما يادآور نشدم، فراوان‌تر، و [نزد شما] معروف‌‌ترند. شما خودتان، شخص آنها و اسمشان را مي‌شناسيد، كه هميشه بر ضدّ اسلام بوده و با پيامبر اسلام‌ صلي‌الله عليه و آله سر جنگ داشته‌‌اند، و حزب شيطان بوده‌اند. اينان، پيش از اين ايمان نياورده‌اند و نفاقشان هم تازگي ندارد. همينها اگر بر شما سلطه يابند، بي‌ترديد بر شما فخر فروخته و تكبّر مي‌كنند. و با زور بر شما چيره شده و در زمين، فساد خواهند کرد. و شما با اين حالي كه داريد، از سستي و ياري نكردن يكديگر، باز از آنها بهتر و به راه راست هدايت يافته‌تريد. در ميان شما، فقيهان، عالمان، صاحبان فهم، حاملان كتاب و شب زنده‌داران هستند. آيا خشمگين نمي‌شويد و عيب نمي‌دانيد، كه گروهي نادان و دور از اسلام، و ستم‌پيشة در دين، در امر ولايت با شما نزاع كنند؟».

 

 27 ـ برانگيختن سپاه براي جنگ با معاويه :

«اِسمَعُوا قَولِي يَهدِيكُمُ اللهُ إِذا قلتُ، وَ أَطيعُوا أَمري إِذا أَمَرتُ. فَوَاللهِ لَئِنْ أَطَعتُمُونِي لاتَغْوُوا. و إِنْ عَصَيتُموني لاتُرشِدُوا. قالَ اللهُ تَعالَى:"أَفَمَنْ يَهدِي إِلَى الحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعْ أَمَّنْ لايَهِدِّي إِلاّ أَن يُهدَى، فَما لَكُم كَيفَ تَحْكُمُون4 ". و قالَ اللهُ تَعالى لِنَبيِّهِ صلي‌الله عليه و آله: "إِنَّما أنتَ مُنذرٌ و لِكُلِّ قومٍ هادٍ5 ". فَالهادِي بَعدَ النَّبِي صلي‌الله عليه و آله هادٍ لأُمَّتِهِ عَلى ما كانَ مِن رَسُولِ‌اللهِ صلي‌الله عليه و آله. فَمَن عَسىٰ أنْ يَكُونَ الهادِي إلاّ الَّذِي دَعاكُم إِلى الحَقِّ و قَادَكُم إِلى الهُدى؟ خُذُوا لِلْحَربِ أَهِبَّتَها و أَعِدُّوا لَها عُدَّتَها6 . فَقَدْ شَبَّتْ وَ أَوقَدَتْ نارَها. و تجَرَّدُوا لكُمُ الفاسِقُونَ لِكَيْما يُطْفَؤُوا نُورَ اللهِ بِأَفواهِهِم، و يَغزُوا عِبادَ اللهِ. أَلا لَيْسَ أَولياءُ الشَّيطانِ مِن أَهْلِ الطَّمَعِ و الجَفاءِ أَولَى بِالحقِّ مِنْ أَهلِ البِرِّ و الاِحسانِ فِي طاعَةِ رَبِّهِمْ و مُناصَحَةِ إِمامِهِم.
إِني وَاللهِ لَو لَقَيْتُهُم وَحْدِي وَ هُم وَ أَهلُ الاَرضِ مَا اسْتَوْحَشتُ مِنهُم، و لا‌باليتُ. ولكِنْ أَسَفٌ يُرِيبُني و جَزَعٌ يَعْتَرينِي مِن أنْ بَلىٰ هَذهِ الاُمَّةَ فُجَّارُها و سُفَهاؤُها. يَتَّخِذُونَ مالَ اللهِ دُوَلاً و كِتابَهُ دخلاً و الفَاسِقينَ حزباً و الصَّالحينَ حرباً.
و أَيْمُ اللهِ لَولا ذَلكَ مَا أَكثرْتُ تَأْنِيبَكُم و تَحرِيضَكُم وَ لَتَرَكْتُكُم إِذا أَبيتُمْ حَتّى أَلقاهُم مَتى حَمَّ لِي لِقاؤُهُم.‌ فَواللهِ إِني لَعَلَى الحَقِّ، و إِنِّي لِلشَّهادَةِ لَمُحِبٌّ، و إِنّي إِلى لِقاءِ اللهِ رَبّي لمَشتاقٌ، و لِحُسنِ ثَوابِهِ لَمُنتظِرٌ7 . إِنّي نافِرٌ بِكُم فَانْفِرُوا خِفافاً و ثِقالاً وَ جَاهِدُوا بِأَموالِكُم و أَنفُسِكُم فِي سَبيلِ اللهِ، و لا‌تَثاقَلُوا فِي الاَرضِ، فَتَعُمُّوا بِالذُّلِّ، و تَقِرُّوا بِالخَسْفِ، و يَكُونُ نَصِيبُكُمْ الخُسرانَ. إنَّ أخَ الحَربِ اليَقَظانُ الاَرِقِ، إِنْ نامَ لمْ تَنَمْ عَينُهُ. وَ مَن ضَعُفَ أُوذِي، وَ مَن كَرِهَ الجِهادَ فِي سَبيلِ اللهِ كانَ المغبُونُ المَهِينَ.
إِني لَكُم اليومَ عَلى مَا كنتُ عَلَيهِ أَمسِ. وَ لَسْتُم لِي عَلى مَا كُنتُم عَلَيه. مَن تَكُونُوا ناصريهِ أَخَذَ بِالسَّهمِ الأَخْيَبِ. و اللهِ لَو نَصَرتُمُ اللهِ لَنَصَرَكُم، و ثَبَّتَ أَقدامَكُم. إِنَّهُ حَقٌ عَلَى اللهِ أَنْ يَنْصُرَ مَنْ نَصَرَهْ و يَخْذُلَ مَن خَذَلَه.
أَتَرُونَ الغَلَبَةَ لِمَن صَبَرَ بِغَيرِ نَصرٍ وَ قَدْ يَُكُونُ الصَّبرُ جُبناً و يكُونُ حَمِيَّةً و إِنّما الصَّبْرُ بِالنَّصْرِ و الوُرُودُ بِالصَّدرِ، و البَرْقُ بِالمَطََََرِ.
اللّهُمَّ اجْمَعنا و إيّاهُم عَلى الهُدى، و زَهِّدنا وَ إِيّاهُم فِي الدُّنيا، وَاجْعَلِ الآخِرَةَ خَيراً لَنا مِن الاُولَى
8 ».
«وقتي سخن مي‌گويم، سخنم را بشنويد تا خدا شما را هدايت كند. و وقتي امر مي‌کنم، امر مرا اطاعت كنيد. به‌خدا سوگند، اگر مرا اطاعت كنيد گمراه نخواهيد شد، و اگر نافرماني كنيد، رشد نخواهيد يافت.
  خداوند متعال فرموده است: "آيا كسي كه بسوي حق، هدايت نمايد، به پيروي سزاوارتر است، يا آن‌كس كه خودش راه نبرده تا رهبريش كنند؟ پس چه داريد؟ چگونه حكم مي‌كنيد؟" و خداوند به پيامبر خود فرموده است: "جز اين نيست كه تو بيم دهنده‌اي. و از براي هر قومي راهنمايي است". پس هادي و راهنماي پس از پيامبر‌ صلي‌الله عليه و آله كسي است كه امّت وي را به آنچه آن حضرت آورده است، هدايت كند. پس براي هدايت، چه كسي شايسته‌تر از شخصي است كه اكنون شما را به حقّ دعوت مي‌نمايد؟ و شما را به سوي هدايت مي‌كشاند؟ آمادة جهاد باشيد، و اسباب آن را فراهم كنيد. همانا آتش جنگ برافروخته شده، و فاسقان مهيّا شده‌اند تا نور خدا را با دهنهاي خود خاموش سازند، و با بندگان خدا بجنگند. آگاه باشيد كه نزديكان شيطان كه همان طمعكاران و ستم‌پيشگانند، از نيكان و نيكوكاراني كه در اطاعت پروردگارشان بوده و خيرخواه امامشان هستند، به حق سزاوارتر نيستند.
بخدا سوگند؛ اگر من به تنهايي با آنها روبرو شوم، در حالي كه همة اهل زمين همراهشان باشند، از آنان وحشت نداشته، و به ايشان اعتنايي نكنم. ولكن تأسّف و بي‌تابي‌اي كه بر من چيره مي‌شود، از اين است كه فاجران و نادانان، اين امّت را گرفتار کنند، و مال خدا را دولت خود دانسته، و كتاب خدا را وسيلة حيله و نيرنگ خود قرار دهند، و فاسقان را حزب و گروه خود شمارند، و با نيكان و صالحان بجنگند.
بخدا سوگند؛ اگر اين جهت نبود، اينقدر شما را ملامت و سرزنش نكرده و به جنگ تشويق نمي‌‌نمودم. و شما را اگر اطاعت نمي‌كرديد وامي‌گذاشتم تا اينكه آنان را در وقتي كه مقدّر شده است، ملاقات كنم.
به‌خدا سوگند، من بر حقّم، و شهادت را دوست ‌دارم، و به ملاقات پروردگار خود مشتاقم، و منتظر ثواب نيكوي او هستم.
همانا شما را [دستور به] كوچ مي‌دهم. پس چه سبك بار و چه سنگين، كوچ كنيد؛ و با اموال و جانهاي خود، در راه خدا جهاد كنيد، و به زمين نچسبيد كه ذلّت و خواري، شما را فرا خواهد گرفت، و زمين شمارا در خود فرو خواهد برد، و نصيب شما پشيماني و زيان خواهد بود.
مرد جنگي آنست كه بيدار و هوشيار باشد؛ اگر هم بخوابد، چشم او بيدار است. كسي كه ناتوان شد، آزار بيند، و آن كه از جهاد در راه خدا ناخشنود باشد، خسارت ديده و خوار گردد.
من براي شما همان گونه هستم كه ديروز بودم. ولي شما براي من همانند گذشته نيستيد. هر كه را شما ياورش باشيد، جز ناكامي نصيب او نخواهد بود. بخدا سوگند؛ اگر خدا را ياري كنيد، خدا ياريتان كند، و شما را ثابت قدم بدارد. براستي بر خدا سزد که ياورانش را ياري کند، و آنان که او را ياري نکنند، تنها و بي‌ياور گذارد.
آيا سراغ داريد كسي پيروز شود که بدون نصرت و ياري نمودن، صبر مي ‌کند؟ گاهي صبر، از روي ترس، و گاهي به‌خاطر تعصّب و حميّت است. و بي‌ترديد، صبر و پايداري وقتي سودمند است كه به همراه نصرت و ياري باشد. و ورود، مقرون به بازگشت است، و باران به همراه برق.
بار خدايا! ما و ايشان را بر هدايت گردآور، و نسبت به دنيا بي‌رغبت گردان، و آخرت را براي ما بهتر از دنيا قرار ده».

پايان

 

پي‌نوشت:

1ـ عبارت: "حتّي اذا عاثوا... و الحارث بن مرّة العبدي" در "الغارات"، "الامامة و السّياسة" و "المسترشد" نيامده است.

2ـ متن "المسترشد"، در اين قسمت پايان مي‌پذيرد و در اخبار "الغارات" و "الامامة و السّياسة" نيز فرق چنداني با متن اصلي جز پس و پيش شدن بعضي عبارات، يا كوتاه شدن بعضي جملات، ديده نشد، لذا متذكّر نشديم.

3ـ اشاره‌اي است به فرمايش پيامبرخدا صلي‌الله عليه و آله در روز فتح مكّه كه به اهالي مكّه و قريشياني كه تا آن روز با ايشان دشمني كرده بودند، و آن روز اسير ايشان محسوب مي‌شدند، فرمودند: اِذهبوا فأنتم الطُلقاء. برويد كه شما آزاد شده هستيد. و لقب آزادشده براي شخص به معناي آن بوده است كه تا آخرين نفس با پيامبر صلي‌الله عليه و آله جنگيده و تنها وقتي اظهار اسلام كرده كه چاره‌اي جز آن نداشته است. معاويه و پدرش ابوسفيان، از جملة آزاد شدگان بودند.

4ـ سورة يونس، آية 35.

5ـ سورة رعد، آية 7.

6ـ "نهج البلاغة"، 26: "و لم يبايع حتّی شرط أن يؤتيه علی البيعة ثمنا،  فلا ظفرت يد البائع و خزيت أمانة المبتاع. فخذوا للحرب أهبّتها. و أعدّوا لها عدّتها. فقد شبّ لظاها و علا سناها. و استشعروا الصّبر فإنّه أدّعی إلى النّصر."

7ـ "‌نهج البلاغة"، نامة 62 : "إنّي والله لو لقيتهم واحدا و هم طلاع الارض كلّها  ما‌باليت و لااستوحشت، و إنّي من ظلالهم الّذي هم فيه، و الهدی الّذي أنا عليه، لعلی بصيرة من نفسي ويقين من ربّي، وإنّي إلى لقاء الله و حسن ثوابه لمنتظر راج، ولكنّني آسى أن يلي أمر هذه الامّة سفهاؤها و فجّارها، فيتّخذوا مال الله دولا، و عباده خولا، و الصّالحين حربا، و الفاسقين حزبا، فإنّ منهم الّذي قد شرب فيكم الحرام، و جلّد حدا في الاسلام و إن منهم من لم يسلم حتّی رضخت له علی الاسلام الرضائخ، فلولا ذلك ما أكثرت تأليبكم و تأنيبكم، و جمعكم و تحريضكم، و لتركتكم إذ أبيتم و ونيتم ألا‌ ترون إلى أطرافكم قد انتقصت، و إلى أمصاركم قد افتتحت، و إلى ممالككم تزوی، و إلى بلادكم تغزی، انفروا رحمكم الله إلى قتال عدوّكم، ولاتثاقلوا إلى الارض فتقرّوا بالخسف و تبوءوا بالذّل، ويكون نصيبكم الاخس، وإن أخا الحرب الارق، و من نام لم‌ينم عنه. والسّلام."

8ـ ‌"كشفُ المَحَجَّة لثمرة المُهْجة"، ص 173.

 





بازديد : 3880 بار
 
 
ثبت نام در سایت
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
گزارش کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 0
ديروز: 0
در انتظار: 0
مجموع کاربران:323
جديدترين کاربر: Leonida47Q

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 116
 بارديد ديروز : 1,369
 بازديد کلي : 5947637
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 170
اعضا: 0
مجموع: 170

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 0
اعضا: 0
مجموع: 0

اعضاي آنلاين:
نظرسنجی
صرف نظر از ظاهر سايت، مطالب را چگونه مي‌بينيد؟

عالي و جديد، ادامه دهيد
نسبتا خوب
تكرار حرف ديگران
موجه نيست
ادامه ندهيد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 117
نظرات : 9