.
 
  
عندلیب آنلاین: تالار گفتمان
 

  
andalibonline.com :: نمايش موضوعات - بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
 andalibonline.com صفحه اول انجمن -> مطالب و سوالات متفرقه مذهبی-> بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!

ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 
رفتن به صفحه 1, 2  بعدي
 ارسال
 بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
نويسنده پيغام
andalib
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
25 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 27
امتياز: 23907
تشکر کرده: 0
تشکر شده 5 بار در 5 پست

پاسخ همراه با اعلان
سلام بر شما

مثل هميشه و همة شما در وب گشت و گذار مي‌كردم. در ميان انوع سايتها و وبلاگها بر حسب نوع شغلم كه آسيب‌شناسي‌است، به وبلاگي برخوردم با عنوان آسيب‌ها و به آدرس
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
در ميان پستهايش مروري كردم ديدم عجب موضوعاتي را انگشت گذاشته! برايم خيلي جالب بود. چون موضوعات و سؤالاتي را كه مطرح كرده بود تا حدودي براي خودم هم سؤال شده بود. يكي از اين مطالب، اين بود كه بدترين خلق خدا در آخر الزمان كيست و چرا؟ جدّا سؤال خوبيست. و با نحوة ورود و خروج نويسنده وبلاگ، خيلي جالب توجه بود. با خود گفتم اگر اين مطلب را به سايتم منتقل كنم، و پس از آنكه سايت راه افتاد و دوستان مطلع شدند و مجلس را گرم كردند، به بحث بگذارم بد نيست. و اكنون اين كار را مي‌كنم. اگرچه هنوز در حالت ترديد به سر مي‌برم ولي خب مطمئنم كه گناهي ندارد. چون متن روايت است و بدون هيچ جسارتي از سوي نويسنده. اگر هم ثوابي داشت براي نويسندة وبلاگ. حالا اين شما و اين هم متن مذكور:


بسم الله الرحمن الرحيم


بعضي وقتا آدم يه چيزاي مي‌شنوه كه باورش خيلي سخته. از جمله اين موضوعي كه مي‌خوام باهاتون در ميون بذارم.

خداوند توي اين دنيا خلق زيادي داره. همة آفريده‌هاي او خلق او هستند يعني مخلوق اويند. اقسام مختلف آفريده‌ها را به يك هدفي آفريده. جمادات، نباتات، مايعات، گازها، انسانها، حيوانات و... هركدام به هدفي خلق شدند. در نباتات گياهان و درختان فراوان با خاصيت‌هاي مختلف و حتي با خطرات زياد، ديده مي‌شن. برخي گياهان هستند كه هر حيواني اونا را بخوره نابود مي‌شه. به خاطر همينم هست كه توي دل كوه و جايي روييده مي‌شن كه دست هيچ حيوان يا انساني بهشون نمي‌رسه. برخي حيوانات، اهلي و برخي وحشي. برخي درنده و برخي چرنده و خلاصه سگ و خوك و گرگ و شير و ببر و پلنگ و..... اينها همه خلق خدا هستند.

در ميان اين خلق خدا كه درندگان و وحوش هم در ميانشون هستند، خداوند انسانها را هم آفريد تا خدا را بشناسن و بعد كه شناختنش عبادتش كنن. ولي ظاهرا اين هدف فقط در پيامبران و امامان به طور كامل تحقق يافت. در ساير خلايق هم به طور نسبي ايجاد شد. اما آخرش خداوند در مورد اكثر خلايق فرمود: اكثرهم لا يشعرون، و يا اكثرهم لا يعقلون، و مانند اينها. معناي خودموني اين فرمايش اينه كه اكثر مردم آدم بشو نيستند. بگذريم.

چيزي كه نظر منو جلب كرده و حتما اگر بگم نظر شما هم بهش جلب مي‌شه يك چيز عجيب و غريبيه. و آن اينكه: علما با اين همه تمجيدي كه ازشون شده و اين همه استقبالي كه ازشون به عمل اومده، و اين همه ارادتي كه ما نسبت بهشون داشتيم و داريم، جايگاهشون در آخر الزّمان چه جايگاهي‌است؟ فقط مواظب باشيد فيوزتون نپره.

آخر الزمان يه زمانيه كه هيچي سر جاش نيست. دنيا، مردم دنيا، عمرمردم دنيا، اخلاقيات، دين، حيوانات، درختان، محصولات، مزّه‌ها و.... همه دگرگون مي‌شن. اگر مي‌خواين اين حقيقتو به چشمتون ببينين چند سالي برگردين به عقب و مختصري مقايسه كنين قضيه روشن مي‌شه و مي‌دونين كه در حوالي آخر الزّمان داريم پرسه مي‌زنيم، يا به زودي به سمت آخر الزمان كله‌پا مي‌شيم. علائمي هم كه توي روايات آمده و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلّم فرمود، يكي پس از ديگري نمايان شده و مي‌شه.

حالا توي اين تغيير و تحول و دگرگوني و به تعبير من، قهقرا به سمت خرابي دوران جاهليّت، جايگاه علماي امروز ما، يعني همين بزرگاني كه ما اونا را عالم مي‌دونيم، و بهشون ارادت داريم، كجاست؟

خلاصه در فرمايشات پيامبر خدا در مورد علائم آخر الزّمان مبهوت شده بودم، ناگهان يك فراز از اين فرمايش توجّهم را خيلي بيشتر از بقيه فرازها جلب كرد. اگرچه همه اين فرمايشات در مورد علائم آخر الزمان بسيار وحشتناك بود. اما اين يكي خيلي برام سخت بود و وقتي به عمق قضيه نگاه كردم مثل كسي شدم كه يك سطل آب يخ مرغوب روش بريزن!

آخه مي‌دوني توي اون فراز چي فرموده‌ بود؟ توي اون فراز تكليف علماي آخر الزّمان را مشخص كرده بود. يعني هميناي كه پشت سرشون نماز مي‌خونيم، هميناي كه بر فراز منبر پيامبر مي‌رن و ما مي‌ريم پاي منبرشون و براي ما از دين حرف مي‌زنن، همين افرادي كه به عنوان فقيه در دين و ... امور ديني جامعة ما را رتق و فتق مي‌كنن و... (البته منظورم از همينا، هميناي نوعي هستش نه شخصي).

پيامبر رحمت، توي اون حديث، در توصيف آخر الزّمان فرموده بود: «علمائهم شرار خلق الله علي وجه الأرض» مي‌دوني يعني چي؟ نه نمي‌دوني. حتما اينجوري ترجمه مي‌كني كه: علماي آخر الزمان بدترين خلق خدا بر روي زمينند. خب ترجمة شما درسته و نمرتونم بيست و ده. اما يه چيزي اين وسط هست كه شايد همه ازش غافل باشن. و اون اينكه در اين خلق خدا درنده و چرنده و وحوش و غير وحوش هستند. حيواناتي مانند خوك و گرگ و سگ و گربه و شغال و... هستند. آدمهايي مثل شمر و يزيد و معاويه و قبليهاشون و بعديهاشون هستند، قاتل و جاني و مجرم و كافر و مشرك و بت‌پرست و... هستند. خلاصه خلق خدا يك معجوني از آدمهاي جورواجوره ديگه. چه اتفاقي بين علما مي‌افته كه علماي آخر الزمان از همة اينا بدتر مي‌شن؟!!!! شما مي‌دونيد چه اتفاقي مي‌افته؟ بخدا اين يك سؤال جديه. قصد توهين و اذيت هم ندارم. آخه همين علمايي كه ما براشون اين همه قدرو منزلت قائليم، چه اتفاقي مي‌افته كه از شمر و خولي و يزيد و كافر و مشرك و گرگ و سگ و خوك و.... بدتر مي‌شن؟

حالا يا بايد فرمايش پيامبر را خداي نكرده زير سؤال ببريم و مثلا بگيم سندش معتبر نيست! و يا بايد خلق‌الله كه در حديث فرموده را توجيه كنيم و بگيم منظور از خلق خدا آدمهاي همان زمانند. نه آدمهاي قبلي و نه وحوش و درندگان و.... . يا بايد مثل بچة آدم بدون هيچ توجيهي اين حقيقت را كه از پيامبر به ما رسيده بپذيريم ديگه. ولي فكر مي‌كنم راهي جز پذيرش اين حديث نداريم. آنهم بدون هيچ توجيه و تفسيري. آش و كشك خالته بخوري پاته نخوري پاته. و هركي بخواد اين حديث صريح و قوي و درست و حسابي و محكم را توجيه كنه به نظرم يه جايش مشكل داره.

فقط من دنبال اون اتّفاقي هستم كه در علماي آخر الزمان مي‌افته و اون بزرگواران را به بدترين خلق خدا در زمين تبديل مي‌كنه! اگر بهش دست پيدا كردين و اون اتفاق را فهميدين، به من هم بگين از همتون ممنون مي‌شم. البته يه چيزاي مي‌دونم ولي جيزّه و نمي‌شه گفت. يعني درست هم نيست آدم هر حرفيو بزنه. شما كه ماشاالله خودت استادي.



بدرود

خب اين هم از اين متن و اين سؤال. من هم مثل اين آقا يا خانم، دنبال پاسخي براي اين پرسش مي‌گردم. پس دوستان همت كنند و پاسخي منطقي مرحمت كنند.

از سوي ما هم بدرود
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 

 ارسال
 
نويسنده پيغام
admin
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
23 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 7
امتياز: 6008
تشکر کرده: 1
تشکر شده 1 بار در 0 پست

محل سكونت: مشهد
پاسخ همراه با اعلان
سلام

عجب سوال معرکه و به فکر فرو برنده ای ...
حقیقتا چه میشود که عالمان در آخرالزمان بدترین مخلوقات میشوند؟

شاید این نکته بتونه برای جواب کمکی بکنه:

هر آنکه علم بیشتری دارد توقع از او بیشتر است ...

یا حق

_________________
حامد صداقت
طراح و برنامه نویس
--------------------------
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

 ارسال
 
نويسنده پيغام
saber
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
28 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 4
امتياز: 242
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

پاسخ همراه با اعلان
سلام:
با عرض خسته نباشید خدمت نویسنده مقاله فوق, از آنجائیکه حضرتعالی تقاضای جواب به پرسش خود داشته اید لازم میدانم قبل از ارائه جواب:
1- میزان و سابقه تحصیلات جنابعالی را در معرض دید عموم یعنی همین صفحه ببینیم و در غیر این صورت جواب ما شاید مفید نباشد.
2- قول بدهید که پاسخ کاربران به پرسش حضرتعالی را در معرض دید عموم قرار دهید تا بدانیم شما واقعا در صدد دریافت جواب سوال خود هستید نه چیز دیگر.
3- اگر این تقاضای ما در سایت جنابعالی منعکس شود, انشاءالله پاسخ خود را دریافت خواهید کرد.
موفق باشید.
صابر(محقق علوم اسلامی)
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

 ارسال
 
نويسنده پيغام
andalib
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
25 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 27
امتياز: 23907
تشکر کرده: 0
تشکر شده 5 بار در 5 پست

پاسخ همراه با اعلان
سلام بر دوست عزيزم جناب آقاي صابر. خوش آمديد
اصل مقاله را بنده ننوشتم. همينطور كه گفتم اين مقاله را در يك وبلاگ يافتم. و برام خيلي جالب بود. تفاوتي نمي‌كنه كه سطح معلومات بنده چه حدي است. اين سؤالي است كه ديگران مطرح كرده‌اند و نياز به جواب داره. فرقي هم نمي‌كنه كه شما جوابتان خطاب به بنده باشه يا نويسنده مقاله. ولي به هر حال به نظر من اين سؤال نياز به پاسخي قابل قبول داره كه ابهام برطرف بشه. در ضمن، تمام مسائلي كه در اين سايت مطرح شده منتظر پاسخ فرهيختگاني چون شماست.
و بدون هيچ محدوديتي پاسخ علمي و منطقي شما منعكس خواهد شد.
ما منتظر رفع ابهام توسط حضرتعالي هستيم.
موفق باشيد
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

 ارسال
 
نويسنده پيغام
saber
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
28 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 4
امتياز: 242
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

پاسخ همراه با اعلان
سلام!
با عرض خسته نباشید خدمت جنابعالی,
1- از قضا به نظر بنده سطح معلومات و سابقه تحصیلات شما در ارائه جواب قانع کننده بسیار مؤثر است.
2- به نظر من سايت شما و سايت
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
اگر نگويم از يك شخص است از نظر محتوا تفاوت چنداني با هم ندارند.
3- جنابعالي مقلد هستيد يا مجتهد. در صورت اول از فرد عالم ديني تقليد كرده ايد يا خير؟
4- منظورتان از طرح اين بحث، انتقاد از تمامي علما امت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است يا برخي از آنان؟
در پايان از اينكه جواب بنده را عينا در سايت مطرح مي كنيد سپاسگذارم.
امید است در نوشته های بعدی خواسته‏های این حقیر را برآورده کنید.
موفق باشید. صابر
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

 ارسال
 
نويسنده پيغام
andalib
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
25 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 27
امتياز: 23907
تشکر کرده: 0
تشکر شده 5 بار در 5 پست

پاسخ همراه با اعلان
برادر و دوست عزيزم سلام عليكم

شما هم خسته نباشيد.
عرض كردم اين سؤال بنده نيست. ولي من يك پژوهشگرم اگر محتواي سايت را مرور كنيد يا مقدمه‌اي كه در سايت نوشته‌ام را مطالعه بفرماييد خواهيد ديد كه معمولا در موضوع آسيب‌شناسي كار مي‌كنم. بنا بر اين مقتضاي كار من رفتن به وبلاگها و سايتهايي است كه به گونه‌اي در رابطه با كار خودم بوده و در بارة آسيبي صحبت مي‌كنند. در نتيجه همگون بودن وبلاگ مذكور با سايت بنده تا حدودي به جاست. ولي ارتباطي به بنده و سايت بنده ندارد. آوردن اين سؤال هم صرفا براي اين است كه به خودم هم برخورده. آن هم با آن لحن كه در واقع نوعي مبارز طلبيدن است. و لازم مي‌دانم كه اين سؤال پاسخ داده شود. چون ذهن خيليها را ممكن است به خود مشغول كرده باشد. حتي بعضي ديگر از مقاله‌هاي وبلاگ هم ذهن مرا به خود مشغول كرد ولي صلاح نديدم در سايت خودم مطرح كنم. در رابطه با اين سؤال هم من شخصا نيمچه جوابي دارم ولي شايد ناكافي باشد. و دوست دارم اين بحث در سايت به جريان بيفتد تا پاسخهاي بهتري را دريافت كنيم و بعدها شايد پاسخهاي داده شده را به همان وبلاگ هم بدهيم. بنا بر اين هر كدام از شما عزيزان كه پاسخي داريد بنده به ديدة منت، آمادة انعكاس در سايت هستيم. البته پاسخ علمي و شرعي و خارج از هر گونه توهين و جسارت.
شما هم در اين فكر باشيد كه به اصل سؤال پاسخ بدهيد نه به شخص. اصلا فرض كنيد اين سؤال نعوذ بالله از سوي شخص غير معتقدي مطرح شده. يا فرض كنيد كسي اين سؤال را مطرح كرده و در معرض ديد افراد زيادي گذاشته و از دنيا رفته است. ماييم و يك سؤال كه تعدادي هم مراجعه كننده دارد. با اين فرض به هر حال سؤال نياز به پاسخ دارد.

تقاضا مي‌كنم از شما بزرگوار كه حاشيه را بيش از متن نكنيد و پاسخ بفرماييد. خداوند، شما را بي اجر نخواهد گذاشت. انشاالله

ضمنا بنده يك مقلدم. و مقلدبودنم اقتضا مي‌كند كه تقليد كرده باشم. آنهم از مجتهد جامع الشرايطي كه علماي بزرگوارمان شرايط آن را ذكر فرموده‌اند.

از شما دوست و برادر عزيز هم تشكر مي‌كنم
موفق باشيد
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

 ارسال
 
نويسنده پيغام
sadegh88
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
30 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 1
امتياز: 66
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

پاسخ همراه با اعلان
سلام
آنچه كه موجب شد به اين صفحه قدم بگذرام ناشي از كنجكاوي بود. اما وقتي به اين صفحه وارد شدم مشاهده كردم كه براي گفتمان جاي مناسبي است.
ابتدا مطلبي را ادمين به انتخاب از جاي ديگر در اينجا قرار داده و خواستار آن شده كه به سوال مورد نظر در آن پاسخ داده شود.
لازمه ي پاسخ دادن داشتن شرايطي براي پاسخ دهنده است. دوستي عزيز نيز خواهان دانستن ميزان تحصيلات و سابقه ايشان شده كه متاسفانه از سوي تهيه كننده جواب داده نشده است. كه البته شايد دلايلي براي خود ايشان وجود داشته د ولي آن دلايل هيچگاه براي سوال كننده موجود نبوده كه منجر به سوال گريديده است. پس لازمه ورود به بحث شناخت ابتدايي از نوع نگاه و دريافتهايي است كه از سوي تهيه كننده شده و جاي تاسف است كه تهيه كننده در دو كامنت از پاسخ دادن فرار كرده است.
البته بايد به جناب صابر هم ايراد گرفت كه علاوه بر سوال مورد نظر بايد تعريضي هم به مطلب ارائه شده ميداشت كه ايشان نيز به نوع ديگر از پاسخ دادن به سوال مطرح شده فرار كرده است. البته شايد اينگونه برداشت شود كه اين حقير نيز از پاسخ گويي به سوال فرار كرده ولي اصلا اينگونه نيست.
آنچه كه مطرح شده بر خلاف سوال دوم آقاي صابر هيچ توهين و جسارتي را متوجه علماي بزرگوار نكرده است. علمايي كه با مجاهدات فراوان در نشر فرهنگ اهل بيت از همه چيز خود گذشتند و هيچ راحتي و آسايشي را براي خود انتخاب نكردند الا آنكه بتوانند حقي را زنده سازند. از جمله اين بزرگواران ميتوان به جناب كليني، صدوق، مفيد، سيد رضي و سيد مرتضي،.... و شيخ انصاري، ..... رحمة الله عليهم اجمعين اشاره كرد. كه همانند مجاهداني از هيچ كوششي در نشر مكتب اهل بيت عصمت و طهارت و دفاع از حريم مقدس امامت و ولايت از هيچ كوششي دريغ نورزيدند. آنان بزرگاني هستند كه ولايت را با تمام وجود خويش قبول كردند و براي نشر آن جان خويش را در طبق اخلاص قرار دادند و در اين راه چه بسا جان خويش را فدا ساختند.
اما آنچه كه مورد سوال ميباشد اين است كه چه ميشود علماي آخرالزمان شرار خلق الله ميشوند؟
در اين سوال دو نكته قرار دارد:
ا- علما
2- آخرالزمان
دقت در اين دو مورد شايد سوال دوم جناب صابر را جواب باشد. كه علما كيانند و چه خصوصياتي را بايد داشته باشند. از كدام مشرب علمي و بنيان فكري بهره برده و در كنار سفره چه كسي به آموختن پرداخته اند.
در بحث علم، بايد ديد منظور از علم چه چيزي است و صاحب آن كه از آن بهره برده كيست.
علم نوري است كه موجب روشن شدن راه حركت انسان خواهد بود. اگر به طور مثال به بي سواد و با سواد نگاه كرده شود خواهيم ديد كه كسي كه سواد خواندن و نوشتن نميداند از خيلي از مطالبي كه موجود است بي بهره ميشود. ولي كسي كه بهره اي از خواندن و نوشتن را دارد ميتواند بهره مند از مطالب ديگر نيز باشد. پس بنا بر تعريفي كه از سوي صاحبان علم الهي از علم شده، العلم نور و در ادامه آمده است يقذفه الله في قلب من يشاء.
البته قسمت دوم اين تعريف در اين مطلب جاي سخن ندارد ولي به صورت كلي ميتوان علم را نور دانست كه دارنده آن به وسيله نوري كه همراه خود دارد ميتواند راه صحيح را بيابد. اما اين نور كدام نور است؟ در اين مبحث جاي سخن فراوان وجود دارد كه موجب تصديع در وقت خواهد شد.
اما عالم كيست و علما كيانند كه در اين روايت به صورت جمع از آنان نام برده شده است؟ مگر ميشود كسي نور را همراه خود داشته باشد ولي شرار خلق الله باشد؟ نور كه موجب ميشود انسان شر را از غير شر تشخيص دهد ولي اين كدام علمي است كه موجب ميشود صاحب آن تبديل به شرار خلق الله شود؟
البته من در سند روايت و اينكه آيا از قول معصوم هست يا نه سخن نخواهم گفت چرا كه آن مقوله اي ديگر است.
شرار به معني كسي كه از او شر بسيار جاري خواهد شد پس اين چيست كه هم در روايت به او نام عالم داده شده و هم اينكه او را شرار خلق خدا معرفي كرده.
به صورت خلاصه اگر بخواهم مطلب را بيان كنم، آن علمي كه موجب شود صاحب آن به سوي غير بندگي خدا قدم بگذارد و علاوه بر آن موجب گمراهي و ضلالت ديگران نيز باشد در واقع موجب شر رساندن به ديگران است. پس صاحب آن شرار ميشود. حال چگونه ميشود كه عالم تبديل به شرار ميشود؟
باز در روايت آمده كه يميلون الي الفلسفة و التصوف. اين دو قيد براي معرفي آناني است كه خود را از علما معرفي كرده ولي جزو شرار خلق خدايند.
اگر بخواهيم به ريشه اين دو برگرديم خواهيم ديد كه مباني اين دو بر خلاف آن چيزي است كه از سوي خداي متعال توسط پيامبرانش كه با وحي در ارتباط با خداي متعال بوده اند، به صاحبان آن رسيده است. ايشان بر خلاف روش و منشي كه از سوي پيامبران پايه گذاري شده راهي ديگر را معرفي ميكنند كه نه تنها به خداي احد واحد صمد لم يلد و لم يولد نخواهد رسيد، بلكه به خدايي ميرسد كه واجب الوجود است و يا در نوع نگاه تصوف عالم را گشني از خداي متعال ميداند و در واقع نوعي وحدت در وجود را قائل شده است.
پس هر دو راه باطلي را معرفي ميكنند كه به خداي معرفي شده توسط پيامبران وائمه اطهار عليهم السلام نخواهد رسيد.
صاحبان اين علم، عالم هستند، ولي ديگران را به سوي بندگي غير خدا ميفرستند پس كسي كه انسانها را به غير خدا دعوت كند و باعث شرك در بين مردم شود اگر چه عالم باشد، بنابر آيه قرآن كريم كالانعام بل هم اضل خواهد بود. كه تاييدي بر شرار خلق الله كه در اين روايت آمده مي باشد..
مطلب به درازا كشيد اميدوارم كمي پاسخ گو بوده باشم.
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

 ارسال
 
نويسنده پيغام
andalib
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
25 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 27
امتياز: 23907
تشکر کرده: 0
تشکر شده 5 بار در 5 پست

پاسخ همراه با اعلان
جناب آقاي صادق 88 سلام عليكم به جمع ما خوش آمديد.
من فكر مي‌كنم شما تا حدودي به آن پاسخي كه بنده در ذهن دارم نزديك هستيد البته نظر شريف شما تيازمند تكمله نيز هست.كه انشاالله دوستان عزيزي چون صابر اين كار را انجام خواهند داد. بنده نيز پس از تبادل نظر بين عزيزان، جمع بندي خواهم كرد و نظر خود را نيز به طور كامل بيان خواهم نمود. از شما سپاسگزارم.
موفق باشيد
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

 ارسال
 
نويسنده پيغام
saber
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
28 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 4
امتياز: 242
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

پاسخ همراه با اعلان
دوست عزيز سلام
قبل از ورود به بحث، ايام سوگوراي حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام را به حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف، جنابعالي و تمامي كاربران عزيز تسليت عرض مي‏كنم.
خوب بود سايت (مذهبي!! عندليب آنلاين) نيز مانند حداقل سايت هاي غير مذهبي ايام سوگواري را با نشانه‏اي گرامي مي‏داشت.
برادر عزيز!
از اينكه مطلع شدم شما نيز از طرح اين سؤال در سايت مذكور ناراحت و نگران شديد خدا را سپاسگذارم هر چند جملات شما در ابتداي اين سوال غير از اين را ميرساند (جدّا سؤال خوبيست. و با نحوه ورود و خروج نويسنده وبلاگ، خيلي جالب توجه بود)؟؟!! ظاهر اين جملات حاكي از آن است كه جنابعالي از طرح اين سؤال و كيفيت ورود و خروج وبلاگ نويس مذكور (آخه همين علمايي كه ما براشون اين همه قدرو منزلت قائليم، چه اتفاقي مي‌افته كه از شمر و خولي و يزيد و كافر و مشرك و گرگ و سگ و خوك و.... بدتر مي‌شن؟) راضي بوديد.
نكته:
علمائيكه ما برايشان قدر و منزلت قائليم چه كساني هستند؟
آيا شما نيز مانند وبلاگ نويس مذكور علمايي كه برايشان آن همه قدر ومنزلت قائليد را از شمر و خولي و يزيد و ... بدتر مي دانيد؟
از جواب آخر شما پيداست كه خوشبختانه اين گونه نيست. و شما نيز مانند بنده در صدد دريافت جواب قانع كننده به آن سؤال افراطي هستيد.
قبل از پاسخ كامل به سؤال مذكور خوب است روايت ذيل را مورد مطالعه قرار دهيد.
راستي مي دانيد چرا سابقه تحصيلات و نوع تحصيلات حضرتعالي را جويا شدم؟ چون مي‏خواستم حديث مورد تمسك شما را از نظر سند، متن، محل صدور و زمان صدور مورد تجزيه و تحليل قرار دهم. هر چند حضرتعالي به تقليد از نويسنده وبلاگ فراز كوتاهي از روايت مورد بحث را تذكر داده و به آن تمسك كرده ايد كه اين كار از نظر علماء علم حديث "تقطيع" گفته مي شود و بر خلاف قانون استفاده از روايت است.
در ضمن از حضرتعالي كه خود فرموده ايد (ولي من يك پژوهشگرم) و (در موضوع آسيب‌شناسي كار مي‌كنم) توقع مي رفت قبل از گذاشتن اين سؤال در سايت خود براي يك بار هم كه شده بود اين حديث را از منبع اصلي آن مورد تدبر و تفكر قرار مي داديد. مطمئنم جواب خود را دريافت مي كرديد. حال كه اين طور نشده ما اين روايت را در محضر ديد حضرتعالي و ديگر كاربران محترم قرار مي دهيم. اينك شما و روايت مذكور:
از امام حسن عسكري عليه السلام نقل شده است كه به ابي هاشم جعفري فرمود:
يا اباهاشم سيأتي زمانٌ علي الناس وجوههم ضاحكةُ مستبشرةُ و قلوبهم مظلمة مكدرة، تا آنكه ميفرمايد: علمائهم شرار خلق الله علي وجه الارض لأنهم يميلون إلي الفلسفة و التصوّف و أيم الله انّهم من أهل العدول و التحرّف، يبالغون في حبّ مخالفينا و يُضلّون شيعتنا و موالينا إن نالوا منصباً لم يشبعوا من الرّشاء، و إن خذلوا عبدوا الله علي الرياء الا انهم قطّاع طريق المؤمنين و الدّعاة إلي نحلة الملحدين، فمن أدركهم فليَحذرهم و ليصُن دينه و ايمانه، ثم قال: يا ابا هاشم هذا ما حدثني أبي عن ابائه عن جعفر بن محمد عليه السلام و هو من اسرارنا فاكتمه الا عن اهله
اي ابا هاشم زود است بيايد زماني كه مردم صورتشان خندان و بشاش و قلبهاي آنان ظلماني و تاريك باشد، سنت رسولخدا در ميان آنها بدعت و بدعت نزد آنان سنت باشد اهل ايمان بين آنها حقير و كوچك و فاسق نزد آنها صاحب جاه و منزلت باشد تا آنكه فرمود علماء آنها بدترين و شريرترين خلق خدايند بر روي زمين بجهت آنكه ميل ميكنند بفلسفه و تصوف بخدا قسم آنان از حق دول مينمايند و كساني باشند كه دين را زير و رو ميكنند مبالغه ميكنند در دوستي مخالفين ما و گمراه مينمايند شيعيان و دوستان ما را تا آنجا كه فرمود آگاه باشيد آنها دزدان اهل ايمان ميباشند و دعوت كنندگان مردمند بطريقة الحاد، پس هر كس ايشانرا درك كند بايد حذر كند از آنها و نگاهدارد دين و ايمانش را سپس فرمود اي ابوهاشم اين چيزيست كه حديث فرموده و خبر داده است مرا پدرم از پدرانش از جعفر بن محمد عليه السلام و او از اسرار ماست پس كتمان و پنهان نما مگر از اهلش.
(در كتاب حديقه الشيعه از سيد مرتضي رازي از شيخ مفيد بسند معتبر نقل نموده و متاخرين در كتابهاي خودشان نقل فرموده اند و در كتاب التفتيش اين روايت را از سيد مرتضي كه از مفاخر شيعه است و محدث قمي ره در سفيته و مقدس اردبيلي و ميرزا محمد نيشابوري و علامه خوئي و ديگران از حضرت عسكري عليه السلام نقل نموده اند.)
در جاي ديگر دارد كه محمد بن الحسين بن ابي الخطاب كه از بزرگواران اصحاب امام جواد و حضرت هادي و امام عسكري عليهم السلام است گفت در خدمت حضرت هادي در مسجد پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم بودم پس گروهي از اصحاب آنحضرت نزدش حاضر شدند كه در بين آنها ابوهاشم جعفري و او مرد با بلاغت و صاحب قدر و منزلت زيادي بود پس از آن جماعتي از صوفيه داخل مسجد شدند و نشستند در كناري بنحو حلقه و شروع كردند بگفتن لااله الا الله آنحضرت فرمود: توجه نكنيد باين جماعت كه خدعه كنندگانند همانا اينها هم دست و هم قسمند با شياطين و خراب كنندگان قواعد دين اند بخود مي بندند زهد در دنيا را بجهت آسايش بدنشان و شب زنده داري مينمايند بمنظور صيد كردن مردماني كه از كثرت ضعف عقل گويا چهار پايانند تا آنكه فرمود وردهاي آنان رقص است و دست زدن و ذكرهاي آنان نغمه سرائي است پس پيروي نمي كند از آنها مگر سفيهان و اعتقاد بآنها پيدا نميكند مگر احمقان پس كسيكه برود بديدن آنان يا بزيارت قبرهاي ايشان گويا بزيارت شيطان و بت پرستان رفته و كسيكه كمك كند يكي از آنها را پس گويا كمك كرده يزيد و معاويه و ابوسفيانرا پس مردي از اصحاب آنحضرت عرض كرد هر چند شخصي كه بزيارت آنها ميرود شيعي مذهب و معترف بحقوق شما باشد پس حضرتش بسوي سائل نظر نمود مانند كسيكه غضبناك باشد و فرمود واگذار اين كلام را كسيكه معترف بحقوق ما و شيعه باشد نميرود مكانيكه عاق ما شود آيا نميداني اينها كه در مسجد اند پست ترين طوايف صوفيه اند و صوفيه تمامي آنها از مخالفين ما هستند و طريقة آنها مغاير است با طريقة ما و نيستند آنها مگر نصاري و مجوس اين امت.
(در كتاب حديقه الشيعه نقل نموده است و ديران نيز ذكر نموده اند و در كتاب التفتيش اين روايت را از محدث قمي در سفينه و سيد مرتضي در تبصره و مقدس اردبيلي و علامه خوئي و كتاب روضات و كتاب دلائل الربوبيه شيخ مفيد و ديگر از بزرگان علماء نقل فرموده اند.)
دوستان و کاربران عزيز اين كل جواب نيست خواهشمنديم دو روايت بالا را خوب مطالعه كنيد. و لطفا بنويسيد از اين دو روايت چه فهميديد؟ البته اين دو روايت بخش‏هاي ديگري نيز دارد كه انشاء الله در وقت ديگر كه مزاحم جنابعالي خواهيم شد بيشتر مورد بحث و بررسي قرار خواهيم داد.
با تشكر
موفق باشيد. و التماس دعا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

 ارسال
 
نويسنده پيغام
andalib
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
25 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 27
امتياز: 23907
تشکر کرده: 0
تشکر شده 5 بار در 5 پست

پاسخ همراه با اعلان
سلام بر شما دوست و برادر عزيز

بسيار سپاسگزارم كه مرحمت فرموديد. و قطعا باز هم همة ما را مستفيض خواهيد فرمود. خداوند به شما جزاي خير دهد انشاالله.

1- در رابطه با تعريضهايي كه نسبت به بنده و سايتم فرموديد، فكر مي‌كنم بهتر است پاسخي نگويم. كه خداوند از دلها آگاه است. و نيازي در اطالة كلام و صرف وقت خود و شما و ديگران نمي‌بينم. و افتخار مي‌كنم كه خداي متعال و مولايم صاحب العصر و الأمر والزّمان عليه آلاف التحيّة والثناء اين توفيق را نصيبم كرده كه بدون ملاحظة هيچ خط و ربط سياسي و حوزوي و دانشگاهي و شخصيت طلبي و يا خداي نكرده شخصيّت پرستي، اين سايت را صرفا براي دفاع از عترت پاك و مطهر پيامبر اكرم سلام الله عليهم اجمعين تأسيس كنم و با همه گرفتاري و كمبود زماني كه دارم فعلا تا اينجا رسيده. بعدها هم خدا بزرگ است. كه البته همّت دوستاني چون شما، كمك بزرگي خواهد بود. اميدوارم اين قليل را از من بپذيرند كه اگر بپذيرند قليل آن هم كثير خواهد بود ولي اگر نپذيرند، كثيرش هم بر باد فنا خواهد رفت. حسبي الرّب من المربوبين.

2- در مسألة تسليت، حق با شماست. به عرق و غيرت شيعي شما افتخار مي‌كنم و ارج مي‌نهم. اين حدّ اقل وظيفة بنده بوده و هست كه اقدام به ارائة يك نشان عزا كنم. ولي اي كاش به جاي تعريض يك پيام خصوصي برايم ارسال مي‌فرموديد كه هم تذكري برايم باشد و هم به شما عرض كنم كه مشكلم چيست. امّا حالا كه اينجا مطرح فرموديد اگر اين توضيحم توسط شما يا ديگر كاربران محترم، حمل بر تبرئة خودم نشود، بايد عرض كنم: حقيقت امر اين است كه بنده جملة تسليت مي‌گويم را در مورد غير امام كه اصلا به عنوان تسليت، قبول ندارم..و آن را تسليت نمي‌دانم. اگر حكم تسليت گفتن را در ذهنتان مرور كنيد خواهيد دانست كه چرا اين جملات هيچ منشأ اثري نيست. توضيحش بماند. اما در مورد ائمّة اطهار عليهم السلام برايم بسيار جالب است كه تا كنون كسي به اين نكته توجه نكرده است كه: وقتي پيش از شهادت امام آباء آن حضرت آنچنان مي‌گريند، وقتي انبياي الهي در عزاي آن حضرت ندبه مي‌كنند، و قتي ساير امامان در عزاي آن حضرت ضجه مي‌زنند، وقتي امام حي و حاضر، حضرت صاحب الإمر و الزمان ارواحنا فداه صبح و شام بر آن حضرت به جاي اشك خون مي‌گريد، و اگر همة ما را گردن بزنند تقاص پيراهن خون آلود حسين نمي‌شود، تسليت ما به يكديگر چه حكمي پيدا مي‌كند؟! تسليت معنايش اين است كه: «خب امام را كشتند سر شما سلامت. بهتون تسليت مي‌گيم. حالا خودتونو ناراحت نكنيد. و...» اين واقعا از آن حرفاست. اين عرف، عرف بسيار نادرستي است كه در عزاي معصومين عليهم السلام تسليت بگوييم. مگر امام مثل بنده و شماست كه اگر يك مليارد هم بميريم آب از آب تكان نخورد؟ مگر شهادت آمام قابل تسليت است؟ مگر شيعة بايد با شهادت امام، تسلي پيدا كند و به يكديگر تسليت بگويد؟ نه. بايد به جاي تسليت تأكيد بر بي‌تابي كرد. تأكيد بر عزاداري كرد و... اينهم توضيحش بماند. اگر در مناسبتهاي سابق به اين سايت سر زده باشيد [اگرچه فرصتم بسيار اندك است و كمتر به اين مسائل مي‌رسم. و اين نقصي از من است و شما هم حق اعتراض داريد. و همة اعتراضات شما را بر ديده مي‌نهم] ولي هروقت نشاني از عزا و يا شادي گذاشته‌ام، نشانهايي بوده كه كمي وقت نياز داشته. چون نمي‌خواستم به رسم نادرست رايج، تبريك و يا تسليت بگويم. و يا به سادگي بگذرم. كه اگر چنين كنم، تفاوت اين سايت با سايتهاي ديگر كه من ازشان ايراد مي‌گيرم چيست؟ [البته شايد اشتباه كنم. ولي اين نظر من است. كسي ملزم به پذيرش آن نيست] مثلا اگر مي‌خواسته‌ام تصويري در سايت قرار بدهم، اين تصاويري كه در معرض عموم هست با تغييراتي گذاشته‌ام كه داراي پيامي باشد. و به جاي يك جملة نادرست «تسليت عرض مي‌كنم» و «تبريك عرض مي‌كنم»، جمله‌اي در تصوير و يا مقاله‌اي هرچند كوتا نوشته‌ام. در اين قضيه هم امروز يعني سه شنبه تصويري كه به نظرم مناسب بود يافتم كه با فتوشاب روي آن مطلبي كوتاه بنويسم كه كمتر به آن توجه شده است و به همين دليل خلاف آن، در جامعه فراوان شده. نه تنها در جامعه كه در بين برخي تحصيلكردگاه حوزه و دانشگاه نيز متأسفانه رايج است. ولي ناگهان با فتوشاپ خراب برخورد كردم كه اميدوارم بتوانم فردا اين كار را انجام بدهم.
از شما بابت اين تذكر بسيار سپاسگزارم و به غيرت شيعي شما آفرين مي‌گويم و از ساخت قدس حضرت صاحب الزمان عليه السلام اميد دارم كه همة ما را از عزاداران مولايمان شهيد كربلا حسين‌بن علي و اولاد و اصحاب آن حضرت عليهم السلام به حساب آورد. و اين مقدار كم‌كاري را كه در اثر كثرت گرفتاري و عدم كارايي بنده است بر حقير نگيرد.انشاالله.

3- متأسفانه خيلي از ما، كه شايد بنده هم جزء آنها باشم، اين خصوصيت مذموم را داريم كه اگر كسي حرفي بر خلاف ميل ما بزند او را چنان مي‌دانيم كه كافر حربي و يا مشرك و.... و فراموش مي‌كنيم كه بايد اشداء علي الكفار و رحماء بينهم باشيم. خيلي زود عصباني مي‌شويم و شمشير را از رو مي‌بنديم شروع به حمله مي‌كنيم و تعريضها روانه مي‌كنيم. كه اين خصوصيت، چندان جالب نيست. بنده نيز در همين سخنم اين كار مذموم را مرتكب شده‌ام ولي عليرغم ميل باطني من است. اين براي اين است كه معلوم شود ما چهارده معصوم بيشتر نداريم. اميد است همة ما با دوستان اهل بيت دوست باشيم و با دشمنانشان دشمن. كه البته در دشمني با دشمنان نيز مأموريم آرام سخن بگوييم.

4- با توجه به دو روايتي كه شما ذكر فرموديد شايد قضيه روشن باشد. ولي تقاضا مي‌كنم ادامه بدهيد و كاملا بشكافيد. و بطور كامل، بحث را به پايان ببريد. بنده هم چند كلمه حرف دارم ولي ترجيح مي‌دهم فعلا از پاسخ نغز و زيباي شما استفاده كنم.

بابت همة زحمتها و همتها، از شما ممنونم و التماس دعا دارم

موفق باشيد

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

 ارسال
 
نويسنده پيغام
asadi
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
2 دي ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 1
امتياز: 60
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

پاسخ همراه با اعلان
بسم الله الرحمن الرحيم
لا يوم كيومك يا اباعبدالله.
السلام عليك يا اباعبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك
يا ليتنا كنا معكم فافوا فوزا عظيما
بدون مقدمه وارد ميشوم. به جاي تعارف كردن بر مبلغ بيفزاييد كه بسيار مهمتر خواهد بود. آنچه كه از اين مطالب بر مي آيد افاضات است تا بيان حقايق. زيرا هر كسي به دنبال اثبات خود است نه اثبات حقيقت.
ادمين دنبال اين است كه حرف خود را به كرسي بنشاند. صابر ميخواهد ثابت كند كه از فهم بيشتري برخوردار است. صادق نيز به دنبال بازي با كلمات است. و در آخر اين صفحه شده يك مشت تعارف بي مزه.
آقاي صابر ايراد گرفته كه چرا به صورت تقطيع شده روايت را بيان داشتيد در حالي كه خود ايشان نيز از اين روش استفاده كرده. ولي با توجه به همه اين سخنان ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه مضومون روايت بر اين زمان ما كاملا صادق است. هيچ جاي شبهه و نگراني وجود ندارد. علماي ما به سوي فلسفه و تصوف چنان ميل ميكنند كه بچه به سوي پستان مادر حركت ميكند. بدعت و انحراف از ناحيه آنان به جامعه وارد ميشود. معمولا وقتي دانشمندان يك جامعه منحرف شوند انحراف در آن جامعه رواج خواهد يافت. و اين جاي شك نيست.
در مورد علما كه آقاي صادق بيان داشته بايد معروض بدارم كه علما اگر در نگاه حقيقي ديده شوند آناني هستند كه به دنبال نور حقيقت الهي ائمه اطهار عليهم السلام حركت ميكنند. آنان علما هستند و ار آنجايي كه در اين روايت تاكيد به علما شده ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه كساني كه به دنبال ان نور حركت ميكردند با انحراف به سوي فلسفه اي كه ريشه در يونان قديم و از آن قديم تر ريشه در ايران باستان و همچنين در مصر باستان داشته است حركت ميكنند. فلسفه به عنوان علم اسلامي هيچگاه نبوده بلكه اين نوع حركت در سوال و جواب ناشي از تعليماتي است كه بر خلاف آنكه خود را به عقل وصل كرده هيچ ارتباطي با عقلي كه انسان به ان مزين شده نداشته است.
عرفان و تصوفي كه در بين جامعه رواج يافته نيز نوعي حركت فلسفي را در خود نهان داشته و كساني كه به سوي اين مشرب فكري حركت ميكنند ناخودآگاه در مسير غير خدايي قرار خواهند گرفت.
و كسي كه در مسير غير الهي واقع شود براي ديگران حكم زهر را خواهد داشت.
هيچ تعارفي در بين نيست. آناني كه مردم را به سوي غير خدا ميفرستند هر كه باشد شرار خلق است.
پس الآن حكم آخر الزمان را دارد و كساني كه علمشان را از فلسفه و تصوف جدانشده ميدانند بدون اغراق بايد دقت كنند كه از شرار خلق خدايند يا نه؟
كه امكان دارد من و شما و ادمين و ديگران نيز عضوي از اين شرار باشيم و خود ندانيم.
مهدي تنها يك نفر است و بقيه همه احتياج به هدايت او دارند پس دقت در رفتار و كردار خويش بهترين مطلبي است كه از اين روايت مستفاد ميشود.
اين مربوط به بحث نيست تعريضي به ادمين است.
من خيلي تعجب ميكنم از ادمين كه به جاي جواب دادن اينگونه رفتار غلطي را از خود بروز داده .
اين رفتار نوعي خودخواهي است كه متاسفانه در رفتار ايشان بروز كرده. جا داشت كه اول خود او تعريضي بر مطلب ارائه شده ميداد بعد ديگران را دعوت به بحث ميكرد. كه البته اين نشان از خودبرتربيني است كه در وجودش رخنه كرده .
ما همه با هم برادر ديني هستيم بايد به هم بگوئيم ايراداتمان را. پس روش غلطي كه ادمين دارد هيچ جاي دفاع نخواهد داشت. در ضمن اشتباه خود را با توجيه ناصواب بدتر كرده است. اميدوارم كه همه ما بهره مند از هدايت الهي ائمه اطهار باشيم.
خودخواهي و كبر و غرور بدترين چيزي است كه ريشه ايمان را خواهد سوزاند و متاسفانه در بين كساني كه كمي سر در مطالب ديني دارند بسيار رواج دارد و از رفتار ادمين اينگونه بر مي ايد كه ايشان نيز خالي از آن كبر و غرور نيستند. كما اينكه من و صابر و صادق نيز بي بهره از آن نيستيم
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

 ارسال
 
نويسنده پيغام
andalib
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
25 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 27
امتياز: 23907
تشکر کرده: 0
تشکر شده 5 بار در 5 پست

پاسخ همراه با اعلان
سلام بر دوست و برادر عزيز جناب آقاي اسدي به جمع ما خوش آمديد.

من فكر مي‌كنم بايد كم كم مسلح به كلاه‌خود شوم تا مگر در مقابل ضربات مهلك شما دوام بياورم. دوست عزيزم ممنونم كه خيلي صريح و رك آنچه در دلت بود بر صفحة مانيتور نوشتي. ولي خب اين كار چندان هم پسنديده نيست. در هر صورت من ترجيح مي‌دهم فرمايشات شما را هم با همه تنديهايش بر ديدة خويش گذارم و از شما بابت نظري كه مرقوم فرموديد تشكر كنم.
اما اينكه من پاسخ مقاله را بدهم يا ندهم و يا پاسخ فرمايشات صادق و صابر عزيز را بدهم يا ندهم احتمال مي‌دهم كه خودم بهتر تكليفم را بدانم. كه البته از تعيين تكليفي كه براي من كرده‌ايد ممنونم.
در مورد غرور هم چشم. سعي مي‌كنم كه هرگز غرور نداشته باشم. البته شما هم دعا كنيد كه خداوند مرا و شما را از آفت غرور مصون بدارد. انشاءالله.
يك تذكر هم خدمت شما عرض كنم و آن اينكه، قضاوت در مسائل علمي نيازمند داشتن علم مربوطه است و نمي‌توان بدون علم چنين قضاوت كرد. اگر ديرتر عصباني شويد انشاالله نوبت علماي امروز هم خواهد رسيد و در مورد آنان نيز حد اقل بنده قول مي‌دهم كه خدمت شما عرايضي داشته باشم.

از مراحم شما سپاسگزارم
موفق باشيد
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

 ارسال
 
نويسنده پيغام
saber
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
28 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 4
امتياز: 242
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

پاسخ همراه با اعلان
عظّم‏الله أجورنا بمصابنا بالحسين عليه‏السلام و جعلنا و إيّاكم من الطّالبين بثاره مع وليّه الامام المهدي من آل محمد صلي‏الله عليه و آله و سلم
برادر عزيز سلام!
1- از اينكه به جاي پيام شخصي مطلب فوق را در معرض ديد عموم قرار دادم عذرخواهي مرا بپذيريد.
2- از تصويري كه به مناسبت شهادت مولايمان حضرت اباعدالله الحسين عليه‏السلام انتخاب و در معرض ديد كاربران محترم گذاشتيد به سهم خود تشكر مي‏كنم، و اميداوارم همه ما مورد عنايت و شفاعت حضرتش قرار گيريم. (انشاء‏الله)
3- گلايه اصلي حقير از شخصيت دلسوزي چون شما اين است كه كيفيت طرح سؤال در سايت حضرتعالي – هر چند از سايت ديگري كپي كرده باشيد – بسيار زننده بود. جنابعالي مي توانستيد به نحو بهتر و شايسته‏تري اين سؤال را مطرح كنيد و لزومي نداشت با آن شدت و حدّت سايت مرجع مطرح شود.
4- طبق قولي كه داده بودم متن كامل روايت را از منبع اصلي آن يعني حديقة الشيعه مرحوم محقق اردبيلي (رحمه الله عليه) خدمت شما و ساير دوستان كاربر تقديم مي‏كنم.
5- تحليل و فهم اين حقير از اين روايت در وقتي ديگر و با توجه تمام فرازهاي آن به خواست خداوند و عنايت حضرت ولي عصر عليه السلام ارائه خواهد شد، كه احتمال مي‏دهم با فهم و نظر حضرتعالي و ديگر دوستان متفاوت باشد.

عن السيد المرتضى ابن الداعي الحسيني الرازي ، بإسناده عن الشيخ المفيد ، عن أحمد بن محمد بن الحسن بن الوليد ، عن أبيه محمد بن الحسن ، عن سعد بن عبد الله ، عن محمد بن عبد الله ، عن محمد بن عبد الجبار ، عن الإمام الحسن العسكري ( عليه السلام ) ، أنه قال لأبي هاشم الجعفري : " يا أبا هاشم ، سيأتي زمان على الناس وجوههم ضاحكة مستبشرة ، وقلوبهم مظلمة متكدرة ، السنة فيهم بدعة ، والبدعة فيهم سنة ، المؤمن بينهم محقر ، والفاسق بينهم موقر ، أمراؤهم جاهلون جائرون ، وعلماؤهم في أبواب الظلمة [ سائرون ] ، أغنياؤهم يسرقون زاد الفقراء ، وأصاغرهم يتقدمون على الكبراء ، وكل جاهل عندهم خبير ، وكل محيل عندهم فقير ، لا يميزون بين المخلص والمرتاب ، لا يعرفون الضأن من الذئاب ، علماؤهم شرار خلق الله على وجه الأرض ، لأنهم يميلون إلى الفلسفة والتصوف ، وأيم الله إنهم من أهل العدول والتحرف، يبالغون في حب مخالفينا ، ويضلون شيعتنا وموالينا ، إن نالوا منصبا لم يشبعوا عن الرشاء ، وإن خذوا عبدوا الله على الرياء ، ألا إنهم قطاع طريق المؤمنين ، والدعاة إلى نحلة الملحدين ، فمن أدركهم فليحذرهم ، وليصن دينه وإيمانه ، ثم قال : يا أبا هاشم هذا ما حدثني أبي ، عن آبائه جعفر بن محمد ( عليهم السلام ) ، [u](وهو من أسرارنا ، فاكمته إلا عن أهله)[/u] " . حديقة الشيعة ص 564 .

منابع ديگر:
جامع أحاديث الشيعة - السيد البروجردي - ج 13 - ص 376 - 377
الإثنا عشرية - الحر العاملي - ص 33 – 34

التماس دعاي خير از جنابعالي و تمامي دوستان
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

 ارسال
 
نويسنده پيغام
andalib
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
25 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 27
امتياز: 23907
تشکر کرده: 0
تشکر شده 5 بار در 5 پست

پاسخ همراه با اعلان
برادرم صابر و كاربران محترم سلام عليكم
اعظم الله لكم الأجر في مصيبة مولانا الحسين و اولاده و اصحابه
اميدوارم خداي متعال عزاداريهاي همگي را به احسن وجه قبول فرمايد. و مشمول عنايات خاصة صاحب عزا حضرت صاحب الزّمان ارواحنا فداه قرار بگيريم. انشاالله.
همه فرمايشات شما و ديگر دوستان را بر ديده مي‌نهم. اگر اين ايراد و اشكالات نباشد كه كسي مثل بنده، از فلتات مصون نخواهد ماند. آنچه مسلم است اين است كه همة ما محب خاندان رسالت و انشاالله اگر بپذيرند شيعة آن بزرگواران هستيم. و همگي قصد خير داريم. پس اصل را انشاالله داريم. ساير مسائل از قبيل اختلاف سليقه در بيان، و ايراد و اشكالاتي كه احيانا بر يكديگر وارد مي‌كنيم ، انشاء الله كه باعث دلگيري و كدورت نخواهد شد. خداوند شر شيطان را از ما دور كند انشاالله. به هر حال ايجاد حسّاسيّت نيازمند كمي كلنجار رفتن با طرف مقابل، با ابزاري چون كلمات و عبارات هم هست.
من به سهم خودم از زحمات شما تشكر مي‌كنم و از خداي متعال و اولياي معصومش مي‌خواهم به شما اجر مضاعف عنايت فرمايند. ادامة فرمايشاتتان را مرقوم بفرماييد كه انشاالله در پايان، بنده هم يك جمع بندي كنم و به نتيجة خوبي برسيم انشاالله. و تقريبا مطمئنّم كه آنچه خواهم گفت شما هم خواهيد پذيرفت. بازديد از اين مقاله نسبتا بازديد خوبي بوده. بنا بر اين، ساير دوستان هم اگر نظر قابل توجّهي دارند فارغ از هر نوع جسارت، منعكس كنند.


موفق باشيد از شما هم التماس دعا دارم
يا علي
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

 ارسال
 
نويسنده پيغام
milano
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
28 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 1
امتياز: 104
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

پاسخ همراه با اعلان
باسلام و احترام
ازبحثهااستفاده كرديم خداي نگهدارتان باد
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع
   
صفحه 1 از 2
رفتن به صفحه 1, 2  بعدي
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 

Powered by phpBB & Farsi Project By PHPNuke.ir